altمن حقیقتاً هر چه فکر کردم، دیدم نمی‌توانم این مطلب - قمه‌زدن - را که قطعاً یک خلاف و یک بدعت است، به اطّلاع مردم عزیزمان نرسانم. این کار را نکنند. بنده راضی نیستم. اگر کسی تظاهر به این معنا کند که بخواهد قمه بزند، من قلباً از اوناراضی‌ام.
 

نشریه رهنامه

 

1

No Image
سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران درقبال كشورهاي اسلامي چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط مدیر سایت مدیریت حوزه   

سياست خارجي را بايد مجموعه ‏ای از اهداف، جهت گيري‏ ها روش‏ ها و ابزارهايي در نظرگرفت كه يك حكومت در مقابل ساير واحدهاي سياسي بين المللي به منظور دست يابي منافع ملي دنبال مي كند. به تعريفي ديگر: سياست خارجي خط مشي و روشي است كه دولت ها در برخورد با امور و مسائل خارج از كشور براي حفظ حاكميت و دفاع از موجوديت و منافع خود اتخاذ مي كنند. وظيفه سياست خارجي در درجه اول؛ حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور است در درجه دوم؛ تامين نيازهاي اقتصادي تجاري و نظامي است سومين وظيفه؛ تامين پرستيژ بين المللي و در نهايت؛ ارتقاء توانمندي يك كشور در بسيج نيروهاست.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي تحولي نوين در عرصه سياست خارجي به دست آمد. بر اين اساس دستگاه ديپلماسي كشور با الهام از مباني ارزشي دين مبين اسلام، با رويكرد جديد اقدام به رابطه با كشورها نموده است. در اين ميان سياست خارجي جمهوری اسلامی ایران، با حساسيت و ريزنگري خاصي نسبت به كشورهاي اسلامي و رابطه با ملت هاي مسلمان، نشان داده كه در اين سه دهه از عمر انقلاب همواره به دنبال رابطه استراتژیک و مستحکم بوده و هركجا نسبت به مسلمانان ظلمي روا داشته شده يا اتفاقي براي آنان افتاده، همواره با حسن نيت در كنار آنان بوده و با آنان ابراز همدردي نموده است. اين خود گوياي آن است كه امت اسلامي و دولت هاي مسلمان جايگاه ويژه اي در دستگاه ديپلماسي و همچنین در نظرگاه سياست گذاران جهموري اسلامي ايران داشته است.

اصول و مباني سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران

در نظام جمهوري اسلامي، مهم‏ترين منبع براي شناخت اهداف سياست خارجي، قانون اساسي مي باشد كه در چند جاي آن به اين مهم اشاره شده است از جمله: در اصل دوم و سوم به نفی هرگونه ستمگری، ستم‏ کشی، سلطه‏ گری، سلطه‏ پذیری، استقلال سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور، طرد کامل استعمار و تنظیم سیاست ‏خارجی کشور بر اساس و معیارهای اسلام و تعهد برادرانه نسبت ‏به همه مسلمانان جهان و حمایت از آنها تاکید شده است.

در اصل یازدهم به حکم آیه کریمه «ان هذه امتکم واحده و انا ربکم فاعبدون‏» دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است‏ سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اعتماد ملل اسلامی و در اصل چهاردهم به رفتار حسنه و بر مبنای قسط و عدل اسلامی با افراد غیر مسلمان تا زمانی که بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی توطئه و اقدامی نکنند توصیه شده است.

در اصل یکصد و پنجاه و دوم و سوم به دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت های سلطه‏ گر و روابط صلح ‏آمیز با دولت های غیر محارب و نفی هر گونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه به شئون کشور گردد، اشاره شده است. در اصل یکصد و پنجاه و چهارم جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می‏ داند. استقلال و آزادی و حکومت ‏حق و عدل را حق همه مردم جهان می ‏داند بنابراین ضمن خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر از مبارزه حق‏طلبانه مستضعفان در برابر مستکبران در هر نقطه از جهان حمایت می ‏کند، بیان می ‏دارد دولت جمهوری اسلامی موظف است ‏سیاست های کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملت های اسلامی قرار دهد و کوشش کند تا وحدت سیاسی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد.

قانون اساسي به روشني ارجحيت هاي سياست خارجي را روشن ساخته و آن ارتباط سياسي با چهارگروه از كشورها به ترتيب اولويت؛ همسايگان، كشورهاي مسلمان، كشورهاي جهان سوم و كشورهايي كه به نوعي از نيازهاي سياسي اقتصادي اجتماعي و يا نظامي ايران را برطرف سازند، مي ‏باشد.

سیاست ‏خارجی در نگاه امام خمینی(ره)

به طور کلی می‏توان محورهای زیر را در زمینه سیاست‏ خارجی از کلام و نظرات ایشان استنباط نمود:

۱- عدم اتکا به قدرتهای جهانی که در سیاست نه شرقی و نه غربی امام تجلی نموده است.

۲-نفی سلطه ‏پذیری و سلطه‏ گری.                                                              

۳- حفظ کیان و تمامیت ارضی کشور و رعایت مصالح بلند مدت نظام.

۴- دعوت به ارزش های توحیدی و مبانی اسلام.

۵ - دفاع از حیثیت و شرافت اسلام در مجامع بین‏ المللی.

۶ - اظهار همدردی با مستضعفان جهان و دعوت از آنها به اتحاد با یکدیگر.

۷- دعوت به اتحادمسلمانان.

۸- مبارزه راهبردی با رژیم اشغالگر قدس.

۹- همزیستی مسالمت‏ آمیز و برقراری عادلانه و دوستانه با کشورهای جهان و نفی انزواگرایی.

۱۰- معرفی اسلام به عنوان دینی جامع، کامل و کاربردی.

امام خميني رهبر كبير انقلاب اسلامي برنامه سياست خارجي ايران را برنامه اسلام مي‏ دانند و مي‏ فرمايند: ما براي دفاع از اسلام و ممالك اسلامي و استقلال ممالك اسلامي در هر حال مهيا هستيم .برنامه ما برنامه اسلام است. وحدت كلمه مسلمين است. اتحاد ممالك اسلامي است ....همپيماني با تمام دول اسلامي است درسراسرجهان...ما دست برادري به همه ملت هاي مسلمانان مي ‏دهيم و از تمام آنان براي رسيدن به هدف ‏هاي اسلامي استمداد مي كنيم . حتی امام خمینی در تمامی دوران مبارزات خود که در ایران انجام گرفت طرح اسلامی خود را بر دو اصل وحدت و فلسطین قرار داد و لحظه‏ ای از اندیشه تحقق وحدت اسلامی و اهمیت آن غافل نماند، وحدت اسلامی را از انبان شعارها و آرزوهای ذهنی بیرون آورده و به طرح عملی جدی و حقیقی مبدل ساخت تا مسلمانان بتوانند آن را محقق سازند.

امام به درستی اعتقاد داشت طرح موضوع وحدت اسلامی و فراخوان مسلمانان بدون پشتوانه محکم و تبیین اصول و مبانی آن و یا طرح اسلام به عنوان رسالت جهانی دشوار است، بنابراین تلاش مجدانه ‏ای به عمل آورد تا خلل و نقص موجود را که برای مسلمانان جهت ‏شناخت اسلام ابهاماتی به وجود آورده بود را بوسیله تالیف کتاب‏ های مختلف و در زمینه‏ های مختلف، سخنرانی‏ ها و موضع‏گیری‏ هایشان، اصلاح نمایند.

سیاست ‏خارجی در نگاه مقام معظم رهبري:

مقام معظم رهبري از اصول مستحكم سياست خارجي را مخالفت باسلطه گري و سلطه پذيري و حمايت از مظلومان و طرفداري از اسلام و سه اصل «عزت.حكمت مصلحت» را يك مثلث الزامي براي چارچوب ارتباطات بين المللي مي ‏دانند كه نبايد هيچ گونه خدشه اي به آن وارد شود. بنابراين يكي از اولويت‏ ها در جهت گيري سياست خارجي به سوي گسترش و تقويت روابط با كشورهاي اسلامي بوده و هست.

   در دیـدگـاه رهـبر انقلاب مخالفت با سلطه گری و سلطه پذیری، و حمایت از مظلومان و طرفداری از اسلام از جمله اصول مستحکم سیاست خارجی است آنجا که می فرمایند: دفـاع از مـظـلوم ، همیشه یک نقطه درخشان است، کنار نیامدن با ظالم، رشوه نپذیرفتن از زورمـنـد و زرمـنـد، پـافشردن بر حقیقت، این ها چیزهایی است که هیچ وقت در دنیا کهنه نمی شود، اینها را باید دنبال کنیم، اصول اینهاست . ایشان با تاکید بر فرامین حضرت امام خمینی (ره ) مبنی بر تقویت روابط خارجی سالم ، دوستانه و محبت آمیز با کشورهای مسلمان و همسایه می فرمایند:در سـیـاسـت خـارجـی محور اصلی حرکت ما از آغاز انقلاب ایجاد روابط متین و منطقی با همه کـشـورهـایـی بـوده کـه مـایـل بـودند انقلاب ما را و کشور ما را و ملت ما را در همان موضع شایسته ای که از آن برخوردارند، قرار بدهند و به چشم احترام به این همه نگاه کنند. در سـیـاسـت خارجی ما کشورهای همسایه نقش برجسته ای داشتند. کشورهایی که با ما روابط دوستانه و صمیمانه ای را از آغاز انقلاب ابراز می کردند نقش ویژه ای داشتند. کشورهای غـیـر مـتـعـهـد و کـشـور هـایـی کـه آمـاده بـودنـد بـصـورت مـسـتـقل و جدا از تصمیم گیری های قدرتهای مخاصم با ما درباره ما تصمیم بگیرند نقش ویژه ای داشتند. ما در سیاست خارجی خودمان این اولویت ها را همواره مورد نظر قرار دادیم . در منش سیاست خارجی ما حساسیت در مقابل تجاوز نقش بخصوصی داشته. ما همواره کوشش کـردیـم از اول انـقـلاب در هـر نـقـطـه ای کـه یـک نـیـروی مـتـجـاوز به خودسری و قلدری مشغول است آن را عیب و زشت بشماریم .

سیاست ‏خارجی در نگاه دولتمردان:

رويكرد مهم و اصولي و يكي از اولويت هاي راهبردي سياست خارجي دولتمردان جمهوري اسلامي نيز ارتباط مستحكم با كشورهاي اسلامي و دفاع از مسلمانان بوده و اقدامات مهمي در اين زمينه انجام داده اند. چه در دولت موقت بازرگان و چه دولت در زمان جنگ تحميلي و دیگر دولت ها تا به امروز اعمالي از قبيل: ايجاد رابطه مستحكم في ما بين دولت‏ هاي اسلامي، سياست تنش زدايي و اعتماد سازي، اصالت امت اسلامي، اصالت روابط و مناسبات ملت با ملت، اصالت مصالح اسلام و منافع و اهداف ايدئولوژيك، عدم قبول نظم موجودبين المللي، جهت گيري عدم تعهد به معناي تغيير وضع موجود، رويه جديد در كنفرانس اسلامي، ائتلاف و مشاركت منطقه اي و...در جهت منافع ملي و منافع امت اسلامي بوده است.

البته با وجود تكيه جمهوري اسلامي ايران بر اتحاد و همدلي و با پاي فشردن به ايجاد روابط حسنه در قول و عمل، برخي كشورهاي اسلامي نسبت به جمهوري اسلامي ایران، سياست خصمانه اي درپيش گرفته اند و کشور ما از برخي كشورهاي اسلامي متحمل زيان و ضررهايي شده است و به ديگر سخن ايران از همسايگي با برخي كشورهاي اسلامي سودي نجسته يا كمتر سود جسته است. جنگ تحميلي هشت ساله با عراق كه حمايت همه جانبه كشورهاي اسلامي عربي منطقه با عراق را در پي داشت، مباحث مربوط به كردهاي شمال عراق، حضور منافقين در اين كشور، باز شدن پاي آمريكا به خليج فارس، حضور نظاميان امريكا در خاك دو كشور همسايه ايران(افغانستان وعراق)،گسترش بيش از پيش مواد مخدر، سرازير شدن مهاجرين افغان و پاکستانی به ايران، كشمكش لفظي بر سر نام خليج فارس، تشكيل شوراي همكاري خليج فارس و شركت ندادن ايران در اين شورا، طرح مسئله حاكميت امارات بر جزاير سه گانه ايراني و كشاندن اين بحران به جامعه عرب، از جمله شكاف ‏ها و تنش ‏هاي ميان ايران و كشورهاي اسلامي بوده است.

نتیجه:

به رغم همه اين مسائل، جمهوري اسلامي ايران ضمن پايبندي به تعهدات و كوتاه نيامدن حتي به اندازه سر سوزني از حق مشروع خود، همواره در پي ايجاد روابط مستحكم بين دولتهاي اسلامي بوده است و سياست تنش زدايي را محور ديپلماسي خود قرار داده و سعي در اين دارد كه روابطي مبتني بر صداقت، اعتماد متقابل بين كشورهاي اسلامي ايجاد كند در سياست خارجي جمهوري اسلامي همواره تلاش مجريان و مسئولان وزارت خارجه براي ايجاد آرامش و فراهم آوردن امكان صلح و همزيستي مسالمت آميز در سطح منطقه بوده و جهت گيري كلي سياست نظام به سوي گسترش و تقويت روابط بدون تشنج با كشورهاي اسلامي و دولت‏ هاي غير محارب بوده است.

اسلام به عنوان ايدئولوژي حاكم برملت هاي اسلامي، ايجاد روابط برادرانه بين كشورهاي اسلامي منطقه، زدودن ذهنيت هاي منفي و تاريخي و يك رابطه برابر و بدون اهداف چيره گي و رقابت آميز از جمله اقداماتي است كه مجريان و سياستمداران آن را، اولويت راهبردي قلمداد نموده اند و آغوش خود را براي امت اسلامي و برادران مسلمان خود گشوده و دست آنان را براي اتحاد و ائتلاف مستحكم امت اسلامي بسوي آنان دراز كرده است.

 

به قلم ابوالقاسم رضایی اندیشمند

طلبه حوزه علمیه قم و دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی

 
No Image
No Image No Image No Image

ویژه نامه

دشتستان بندر بوشهر دشتی بندر دیر کنگان
 
No Image No Image